15
جولای

واقعیت مجازی در طراحی معماری – بخش دوم

استفاده از تکنولوژی برای درک و ارتقای مدل های فکری – ذهنی

بزرگترین مشکل حال حاضر افراد عدم دسترسی به اطلاعات نیست بلکه گزینش، ارزیابی و جهت‌دهی اطلاعات برای یک منظور خاص و براساس الگوی خاص ادراک و شناخت (پارادایم) از مهمترین چالش‌های ماست و در نهایت پس از شناخت و بکارگیری الگو و مدل های نظری و عملی، شرایط برای تغییر و تکامل و بوجود آمدن الگوهای جدیدتر مهیا می‌شود (پارادایم شیفت).

به زبان ساده تر اگر پارادایم، مدل یا نمونه‌ای باشد که نشان دهد هر چیزی چگونه کار می‌کند و یا تولید می‌شود و به شناسایی فرآیند و الگوهای مرتبط با آن بپردازد، هر ساختاری که منجر به شناخت و درک واقعی‌تر مخاطبین از مدل موجود باشد، به نحوی مستقیم و یا غیرمستقیم کمک می‌کند که مخاطب و یا محقق با اشراف بیشتر و سریعتر بر وضع موجود، زمینه‌ساز گذار از وضع موجود و ورود به عرصه‌ی جدیدتری را باعث شود و این شاخصه، مهمترین دلیل پیشرفت علم است.

پس اگر بتوانیم یک مدل ذهنی را زودتر و بهتر درک کنیم و نسبت به آن شناخت پیدا کنیم. زودتر و بهتر              می‌توانیم درباره‌ی آن تصمیم گرفته و نسبت به ایجاد تغییرات بهینه برای ارتقاء آن مدل و یا گذر از آن به سمت مدلی که بیشتر پاسخگو به چالش‌های فکری ما باشد اقدام نماییم.

براساس همین روند می‌توان مشخص کرد که واقعیت مجازی و تکنولوژی تا چه حد می‌تواند در طراحی معماری ، تغییر و تمایز ایجاد کند. در نظر بگیرید که طراح معمار از بین ایده‌های مختلف، یک ایده را انتخاب کرده و با اخذ تأیید از سفارش دهنده و بهره‌بردار، اقدام به توسعه‌ و اجرایی کردن آن ایده و کانسپت نماید.

در فرایند اجرایی طرح، مدل‌سازی کامپیوتری و ساخت ماکت می‌تواند نقاط قوت و ضعف و شاخصه‌های ایده‌ی طراح را هر چه بیشتر نمایان سازد، به عبارت دیگر این مدل‌سازی علیرغم ساده‌سازی در روند طراحی، یک گام به واقعیت نزدیکتر خواهد شد و به طراح و استفاده‌کننده امکان تجسم و تامل درباره‌ی آنچه که در واقعیت ممکن است اتفاق بیوفتد را خواهد داد. در واقع فرآیند مدل‌سازی در طراحی، روند ادراک شناخت و تصمیم‌گیری را برای طراح و یا استفاده کننده تسهیل می‌کند و این تسهیل‌گری براساس نزدیک شدن به واقعیت و ایجاد امکان بیشتر در تخیل‌سازی و تجسم واقعیت و در نهایت تصمیم درباره‌ی یک امر واقع ولی غیر واقعی است.

اگر در کنار این مدل سازی سه بعدی شخص تصمیم گیرنده بتواند در فضا غوطه‌ور شود و در داخل  فضای غیر واقعی قرار گیرد؛ به نحوی که بعد زمان و حرکت را تجربه کند، احساسی که از واقعیت مجازی دارد، واقعی‌تر، درست‌تر و نزدیکتر به چیزی است که می‌تواند در حقیقت و واقعیت تجربه کند. به همین دلیل است که واقعیت مجازی در طراحی می‌تواند درک واقعی‌تر از فضای مجازی را به طراح و استفاده کننده ارائه کند. در این زمینه ما با یک دو‌گانگی و پارادوکس روبرو هستیم، به این معنا که ما برای درک و شناخت واقعی‌تر از یک  مدل وموضوع واقعی از مسیری مجازی و غیر واقعی کمک می‌گیریم.

و هرچقدر میزان غوطه‌وری ما در فضای مجازی بیشتر باشد، درک درست‌تری از واقعیت پیدا خواهیم کرد و  به شناخت و ادراک و تصمیم‌گیری درست‌تری خواهیم رسید.